NO 13


براي زندگي كردن هم وقت نداريم!
 هر روز اين جمله تكراري رو تكرار مي كنيم كه وقت ندارم ! جالبه آدم هاي 
 ماشيني شديم كه صبح تا شب كار مي كنيم ، بدون داشتن وقت آزاد ! اما اين 
 وقت هاي ما چطوري پر مي شه كه نداريم ؟ شايد مقصر ما هستيم كه تا حالا 
 ننشستيم يك گوشه و يكم فكر نكرديم . ننشستيم و درست و حسابي بر لب جوي 
 گذر عمر نديديم ! و همش سعي كرديم با تمام توان شنا كنيم و با خسته كردن 
 خودمون زندگي رو بگذرونيم. با ديدن زيبايي هاي كنار جوي با حسرت گذشتيم 
 كه اي كاش وقت داشتيم ! 
 چه چيزي عوض شده ؟ ماهايي كه نه وقت درس خواندن ، نه كتاب خواندن ، نه 
 نوشتن ، نه فكر كردن و وقت خيلي چيزهاي ديگه رو نداريم ، عمر خودمون رو 
 چطوري مي گذرونيم . ماهايي كه سرانه‌ي مطالعمون فقط چند دقيقه هست و نه 
 كتابي نوشتيم ، نه به جايي رسيديم و نه درست و حسابي زندگي مي كنيم . 
 لحظه ها ، ساعت ها ، روزها و سال هاي زيباي عمرمون رو بدون بهره درست مي 
 گذرونيم ، پس وقت چي رو داريم ؟ اصلاً شايد بي حوصله و راحت طلب شديم ؟ 
 امروزه پراكندگي هاي ذهن هاي آشفته ما باعث شده تا نتونيم مسير مشخص براي 
 خودمون تعيين كنيم و با اين پراكندگي ها خودمون رو از بسياري چيزها محروم 
 كرديم ، تا گاهي درچيزهايي غرق شديم كه مجال تنفس در هواي سالم رو از ما 
 گرفته . 
 همه با هم حسرت اين روزها و لحظه هاي پرشتاب رو مي خوريم و هيچ تلاشي 
 براي بهره‌ي بهتر از لحظه هامون نمي كنيم . هميشه كار داريم ، كارهايي 
 ريز و درشت ، بدون اولويت بندي ! همين كارهاي ساده وقت هاي بدون بازگشت 
 ما رو به خودشون اختصاص مي دن. يكم فكر كنيم چر به اينجا رسيديم ؟ 
 كاش يكم از اين وقت ها رو صرف تجديد نظري درست و حسابي براي زندگي تكراري 
 و روزمره خودمون بكنيم . تا اگر به جايي قرار نيست برسيم ، بتونيم از 
 لحظه هايي كه بدون تكرار در حال عبورن ، لذت بيشتري ببريم . 
 امروزي كه فرداي ديروزهاي ما بوده و چقدر ازش غافليم . امروزهايي كه 
 ديروزها و خاطرات فرداهاي ماست . و چرا كاري كنيم به خاطر زندگي نكردن 
 خودمون رو سرزنش كنيم ! 
 چرا امروز خودمون رو دستگير نكنيم و به خاطر لذت نبردن از عمرمون بازپرسي 
 نكنيم ؟ تا از تجربه‌ي توقف و حركت عاقلانه ، گذشته‌ي زيبايي براي فرداي 
 خود بسازيم . 
 بايد شروع كنيم و تمام برنامه هايي كه دوست داريم را همين امروز در 
 برنامه خود بگذاريم و مطمئناً هم به اندازه تمام آنها وقت خواهيم داشت . 
 برنامه هايي كه از ما انسان ديگري مي سازه! 
 فقط كافيه توي ذهنمون واژه وقت نداريم رو لاك بگيريم و براي هر كاري يا 
 پيشنهاد جديد و مفيدي واژه " در برنامه خود حتماً قرار مي دهم " رو 
 جايگزين كنيم . 
 اگر اين كار رو نكنيم مطمئن باشيد به جايي مي رسيم كه حتي براي زندگي 
 كردن هم وقت نداري 
   
  
boring

¤ نوشته شده توسط sunny در يكشنبه 1 ارديبهشت 1387 ساعت 09:28
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)

مطلب 7 از 10
مطلب قبل | مطلب بعد

نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد، نميخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت، ولي بسيار مشتاقم که از خاک گلويم سوتکي سازد، گلويم سوتکي باشد به دست کودکي گستاخ و بازيگوش، و او يکريز و پي در پي دم خويش را بر گلويم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد. بدين سان بشکند در من سکوت مرگبارم را…
آفلاين


خانه وبلاگ
بايگاني شده ها
آلبوم عکس
تماس با من
درباره من
دوستان
اضافه به علاقه منديها
صفحه خانگی شود

موضوعات

آخرين ارسالها
- یک دقیقه برای خودم
- رابطه روز تولد و شخصيت شما
- اينترنت در صد سال بعد.....
- پایان لیگ برتر
- آرزوهای ویکتور هوگو

نويسندگان
- سانی 13

لينکستان
- وقتی دلگیری و تنها
- داستان و سرگرمی
- هیئت فوتبال بندر انزلی
- Silent The Death Love
- محمد جواد عبدی
- ليست وبلاگ‌های به روز شده
- کلوپ هواداران ملوان بندر انزلی
- شهر من انزلی
- انزلی بلاگ
- ملوانیها
- فروشگاه آنلاين
- شرکت ایرانیان پیشگام

دوستان
- علی صداقت نژاد

ياهو

s_s_kh

خبرنامه
برای عضويت در خبرنامه لطفا" ايميل خود را وارد کنيد:


جستجو


آماروبلاگ
امروز: يكشنبه 17 شهريور 1387
نظرات: 11
نوشته ها: 10
بازديد امروز: 14
بازديد ديروز: 1
کل بازديدها: 968


Powered By Anzali Blog